چرا من نباید عکاسی تبلیغاتی یاد بگیرم ؟

عکاسی تبلیغاتی

بی‌شک شاخه عکاسی همیشه برای جوان هایی که سرگرم انتخاب مسیر زندگی خود هستند، انتخاب جذابی به نظر می‌رسد. اولین تصویرهایی که در ذهن ایجاد خواهد شد شامل مدرن‌ترین و پیچیده‌ترین دوربین‌ها و تجهیزات عجیب و غریب فنی، مدل‌های زیبا و جذاب و یا یک دفتر کار شیک و به اصطلاح هنری می‌باشد. ممکن است که همه اینها به واقعیت تبدیل بشود، اما شما به دلیلی عمیق‌تر و محکم‌تر برای تبدیل شدن به یک عکاس نیاز دارید. شاید حتی برای تبدیل شدن به یک عکاس تبلیغاتی دلیل‌های محکم‌تری هم لازم باشد؛ زیرا مسیر تبدیل شدن به یک عکاس با ثبات، بیشتر از آن چیزی که تصور می‌کنید ناهموار است و از خیلی مشاغل دیگر سخت‌تر!

یک مثال از دنیای تئاتر برای شما نقل می‌کنم. برتولت برشت معتقد بود با بوجود آوردن تاتر اِپیک در هدایت فلسفه زندگی مردم کشورش نقش دارد و همیشه در زندگی‌اش مشغول نوعی جنگ سیاسی و فلسفی، با روندهای عادی اطرافش بود. می‌بینید که برتولت برشت صرفاً چون تئاتر را دوست داشت و اصطلاحاً “عشق هنر” بود، در دوران زندگی‌اش اثر نمایشی تولید نمی‌کرد. شاید بِرِشت فکر می‌کرد از طریق تئاتر می‌تواند بخشی از مشکلات خودش یا حتی دنیا را حل کند. همان‌طور که یک نانوای خوب فکر می‌کند با پختن نان خوب و آموزش نانوایی می‌تواند گوشه‌ای، هرچند کوچک، از دنیا را -که درحال حاضر خوب نیست- درست کند. بخش نان پختنش را.

بحث فلسفی را کوتاه کنیم، اما تا همین جا دلیل‌های محکمی دارید برای این‌که عکاس تبلیغاتی نشوید. اول این‌که اگر دنبال پولدار شدن هستید دلیل خوبی برای عکاس شدن ندارید! چون شغل‌های آسان‌تری با درآمد بالاتری وجود دارد؛ مثلاً معامله‌گری بورس، درآمد بالاتر و بدون کار فیزیکیِ یک عکاس. دوم اگر دنبال انجام دادن کار هنری هستید باز هم دلیل مناسبی ندارید! چراکه برای عکاسی فاین‌آرت نیازی به تأسیس کسب‌وکار عکاسی ندارید. آتلیه‌های عروسی، خبرنگاران، یا عکاس‌های تبلیغاتی، به اصطلاح یک کسب‌وکار هستند که قرار است سود دهی داشته باشند. و در این راه، فقط از روش‌های هنری استفاده می‌کنند. اما محل تولیدِ هنر نیستند!

اما اگر اعتقاد دارید می توانید چیزی به صنعت عکاسی در ایران اضافه کنید، شما ممکن است یک عکاس خوب شوید. اگر اعتقاد دارید مشکلی در عکاسی تبلیغاتی ایران وجود دارد که شما می توانید با تمرین زیاد آن را حل کنید. شاید شما یک عکاس خوب باشید. اما هنوز اینجا دسته ای از افراد وجود دارند که دلیلی ندارد عکاسی تبلیغاتی یاد بگیرند. آن دسته کار فرماها یا مخاطب عکاسی تبلیغاتی هستند. فکر می کنم با توضیحی که داده شد پر واضح است که بدترین نوع تفکر همان است که یک تولید کننده یا یک تاجر به این نتیجه برسد که ” من خودم کاره عکاسی را انجام می دهم “. متاسفانه در این تفکر بیشترین ضرر را خود کارفرما دریافت می کند. زیرا به چیزی که می رسد هر چیزی هست جز عکس تبلیغاتی. طبیعتا مدیر یک مجموعه تولیدی وقت و انرژی و استعداد برای یادگیری عکاسی نخواهد داشت. چون اگر داشت عکاس می شد. درست شبیه به این که من به خودم بگویم به جای اینکه از کارخانه ای ساندیس بخرم خودم ساندیس تولید می کنم. خیلی منطقی نیست. نه ؟

عکاسی تبلیغاتی چیست ؟ عکاسی تبلیغاتی 

عکاسی تبلیغاتی به نوعی از عکاسی گفته می شود که در آن شما وظیفه دارید یک محصول یا یکی از خدمات کارفرما را به صورت چشم نواز و زیبا نشان دهید و هم زمان ویژگی های برجسته، کارکرد، هدف و یا شخصیت آن محصول یا خدمات را نیز به بیننده منتقل کنید. مثلا برای عکاسی تبلیغاتی از یک چاقوی آشپزخانه، شما در حالی که وظیقه دارید فلز چاقو و دسته چاقو را زیبا نشان دهید، همینطور باید تیز بودن آن که شخصیت چاقو هست را به نمایش بگذارید. اگر این چاقو نکته خاصی دارد نیز ممکن است در سبک عکاسی تاثیر بگذارد. مثلا چاقویی که به طور ویژه برای بریدن چرم ساخته شده است.

عکاسی تبلیغاتی مفهومی ( عکاسی تبلیغاتی خلاق)  چیست ؟

عکاسی تبلیغاتی مفهومی یا خلاق با ترجمه Creative Advertising photography  شامل عکسها و تصویرهایی می شود که در آن عکاس بیننده را به فکر وادار می کند تا با دیدن یک صحنه یا یک موقعیت مفهومی را نتیجه گیری کند. در این نوع عکاسی تبلیغاتی ممکن است خود محصول وجود نداشته باشد. مثلا برای تبلیغ خلاق با موضوع چاقو، یک چاقو را عکاسی می کنیم که آهن را بریده است. در عکاسی تبلیغاتی مفهومی احتمالا ترکیب و عکس و استفاده از فوتوشاپ و ادیت استفاده زیادی خواهد داشت.

عکاسی صنعتی چیست ؟

عکاسی صنعتی

تفاوت عکاسی صنعتی با تبلیغاتی در نگاه به موضوع و رسالت آن است. در عکاسی صنعتی شما وظیفه دارید ویژگی ها و شرایط یک محصول یا یک مکان را به اطلاع مخاطب برسانید. اما در این مسیر شما بر خلاف عکاسی تبلیغاتی اجازه دستکاری موضوع و دور شدن از واقعیت را ندارید. به اصطلاح ، همینی که هست را عکاسی می کنید. نه بیشتر نه کمتر. شاید کمی تمیز کاری مثل روتوش ساده اشکالی نداشته باشد.

با در نظر گرفتن تعاریف بالا می بینید که می توان از یک موضوع صنعتی یک عکس تبلیغاتی هیجان انگیز گرفت و از یک موضوع به ذاته هیجان انگیز می توان عکس صنعتی گرفت. موضوع مشخص کننده نوع عکس نیست. نگاه و روش کار مشخص کننده است.

مخاطب عکاسی تبلیغاتی کیست ؟

به طور کلی می توان مخاطب یا به زبان عامه تر مشتری عکاسی تبلیغاتی را به دو دسته کلی تقسیم کرد. اول تولید کننده ها یا تاجرها که کالایی برای فروش دارند. دوم مشاغل خدماتی که سرویسی را در اختیار مردم می گذارند. با این تعریف تقریبا هر کسب و کاری می تواند نیاز به عکس تبلیغاتی داشته باشد. در زمینه محصول و کالا از تولید کننده های خوراکی و غیر خوراکی گرفته تا رستوران های کوچک و مغازه هایی که به فکر تبلیغات هستند، و در زمینه خدمات از شرکتهای گسترده دولتی گرفته تا دفتر های خدماتی خصوصی ممکن است برای نشان دادن فضای کار یا خدمات خود نیاز به عکس داشته باشند. پس با آدم‌های مختلفی با اخلاقها و فرهنگهای متنوعی سر و کار خواهید داشت. کارفرمایی که تاجر جواهر است برخوردی شبیه به یک مغازه فلافل فروشی نخواهد داشت. شما هم مجبور نیستید با هر دوی آنها کار کنید اما ممکن است از هر دوی آنها درخواست کار عکاسی دریافت کنید. پس خود را حسابی برای سر و کله زدن آماده کنید. یک عکاس صبر ایوب لازم دارد.

آموزش عکاسی تبلیغاتی

عکاسی تبلیغاتی

اگر به دنبال آموزش عکاسی تبلیغاتی هستید شاید بهتر است ابتدا بدانید که یادگیری عکاسی تبلیغاتی وسط ماجرا هست. یعنی اینکه قبل از آن نیاز به یادگیری عکاسی پایه دارید و قبل از عکاسی پایه نیاز به یادگیری مبانی هنرهای تجسمی و ترکیب بندی دارید. این همانجا است که ما از شیوه های هنری استفاده می کنیم  برای چرخاندن یک کسب و کار. همینطور بعد از اینکه شما مبانی هنرهای تجسمی ، ترکیب بندی ، عکاسی پایه و عکاسی تبلیغاتی رو یادگرفتید و با فرض اینکه به اندازه کافی در آن مهارت دارید، مانند هر کسب و کار دیگری با موضوعات پیچیده ای مثل بازاریابی، شیوه کار، مسائل حقوقی و عرفی کسب و کار، زیر ساخت های استودیو، بودجه ای که دارید و احساس نیاز موجود در جامعه رو به رو می شوید. به زمان خلاصه، ممکن است شما نابغه قرن در زمینه عکاسی باشید ولی در شهری زندگی کنید که حتی ده نفر هم نیاز به عکاسی تبلیغاتی ندارند.

با در نظر گرفتن اینکه شما پایه عکاسی را می دانید، ( احتمالا نمی دانید، کوتاهی نکنید و از پایه شروع کنید، در غیر این صورت زود زمین می خورید). همیشه اساتید قدیمی و آموزشگاه های خوبی هستند که در هر شهر بزرگی مشغول آموزش عکاسی تبلیغاتی هستند. بدون شک این آموزشگاها در کنار دانشگاه و رشته عکاسی بزرگترین منبع انتقال علم عکاسی به شما هستند. حتی گاهی مفیدتر از دانشگاه هستند. همان طور که گفته شد، حتی قبل از فراگیری عنوانی مثل عکاسی تبلیغاتی، حتما در مورد مسائلی مثل نیاز بازار و جامعه، توان مالی خود و زیرساختی که می توانید ایجاد کنید و همینطور نوع بازاریابی خود تحقیق کنید. شما هم مثل هر کسب و کار دیگری، مثل من،  نیاز به ارتباطات قوی و بازاریابی برای خود دارید. تصور نکنید چون در زمینه تبلیغات فعالیت می کنید از این موارد بی نیازید. بر عکس؛ مسیر سخت تری در پیش دارید. باید طوری برای خود تبلیغ کنید که تبلیغ شما شعار و تبلیغ به نظر نرسد. گاهی حتی حق ندارید نمونه کار خود را نمایش دهید. دلیل این امر ممکن است خط قرمزهای کار فرما یا طبیعت موضوع شما باشد. از حالا به این مسائل فکر کنید.

اما نکته آخر این که عکاسی یه هیچ وجه تئوری نیست. شما با دیدن فیلم آموزشی، با مطالعه و با کلاس رفتن عکاس نمی شوید مگر اینکه دوربین را دست گرفته؛ عرق بریزید و عکاسی کنید. البته که تمام این کارها و مطالعه واجب است، اما همانطور که کسی با کتاب خواندن نمی تواند شنا کردن و رانندگی یاد بگیرد، کسی هم صرفا با مطالعه تئوری عکاس نمی شود. و اگر همچین باوری دارید درآینده نزدیک به خود ضربه ی دردناکی خواهید زد.

استودیو عکاسی تبلیغاتی

استودیو عکاسی تبلیغاتی

شاید به نظر عموم مردم استودیو عکاسی تبلیغاتی شبیه به هر استودیو عکاسی دیگری باشد. یک سالن بدون شکستگی با چند تا فلاش استودیوی، سه پایه و دوربین. اما این فقط اولین نمود ظاهری استودیو عکاسی است. شاید یک استودیو عکاسی تبلیغاتی آنقدر شامل تجهیزات متفاوتی نسبت به دیگر استودیو ها شود که به ذهنتان هم نرسیده باشد. یک استودیو عکاسی تبلیغاتی نیز بسته به نوع سفارشهایی که دریاف می کند در طول زمان می تواند تغییر کند. استودیویی که محل دائمی عکاسی اتوموبیل و موتور سیکلت است بسیار بزرگتر، حتما دارای سایکلوراما، سقف بلند، و نورهای پرقدرت یعنی حدقل هزار ژول یا نورهای مداوم مثل چراغ های فیلم برداری آرری می باشد. اما استودیو عکاسی که در عکاسی  جواهرات تخصص دارد شاید به یک سوم آن فضا، اما در عوض به تعداد زیادی رفکتور های کوچک و آینه های مقعر نیاز داشته باشد. همینطور عکاس های تبلیغاتی به طور مداوم در حال جمع آوری کاغذ، مقوا و فوم برد هستند تا از آنها در کنترل نور استفاده کنند. چیزی که شاید یک عکاس متمرکز روی عکاسی مجالس عروسی یک بار هم در طول عمر خود استفاده نکند. در حالت ایده آل استودیو عکاسی تبلیغاتی نیاز به یک محل برای انبار کردن محصولات کارفرما دارد. تصور کنید سفارشی گرفتید مبنی بر عکاسی پنجاه لیوان سفالی، یا صد مسواک، یا صد عدد مخلوط کن، همین تعداد کفش. فردا کامیون حامل محصول ها قرار است بار را تحویل شما دهد. شما نیاز به مکان برای نگهداری سالم از محصولات کارفرما دارید. چیزی که استودیو های دیگر هیچ وقت به آن فکر هم نمی کنند. در نهایت شما نیاز به استودیو دارید. عکاسی تبلیغاتی تنها با یک دوربین امکان پذیر نیست. نیاز به آموزش، تجربه، تجهیزات و مکان دارد. هستند عکاس های معروفی که در استودیو بسیار کوچکی کار می کنند. اما به هرحال جایی را دارند. شما عکاس خبری نیستید. عکاس تبلیغاتی هستید و استودیو نیاز دارید.

شیوه کار عکاسی تبلیغاتی

کم کم وارد دو محدوده ای  می شویم که مشکلات روند کار در آن بروز می کند. شیوه کار و قیمت. عکاسی تبلیغاتی اصلا شیوه کار سریعی ندارد. متاسفانه بعضی از کارفرماها و بعضی از افراد تازه وارد گمان می کنند شبیه به گرفتن عکس پرسنلی، با حمل دو نمونه از محصول می توانند ظرف یک ساعت بهترین عکس تاریخ را بگیرند و تمام. آب پاکی را روی دست شما می ریزم. عکاسی تبلیغاتی به شدت شبیه به ساختن یک فیلم داستانی هست. پشت صحنه و روی صحنه دارد. مرحله پس از تولید و پیش تولید دارد. فکر کردن و ایده دادن دارد. الافی دارد. صبر دارد. حرص خوردن دارد… و خلاصه شبیه به فیلم ساختن است. حال که فهمیدیم عکاسی تبلیغاتی ظرف یک ساعت انجام نمی شود به طور مختصر در قالب چند تیتر یک روش کار سالم را مرور می کنیم.

  1. معرفی محصول از طرف کارفرما
  2. اعلام احساس نیاز. چه نوع عکسی نیاز دارید ؟ صنعتی ؟ تبلیغاتی ؟ چه تعداد با چه هدفی ؟ چه نوع کارهایی از نظر کارفرما عکس خوب هست ؟ اصلا شما می توانید آن را اجرا کنید ؟
  3. حجم کار و زمانبندی مشخص شود. آیا کارفرما صد فریم عکس دکوراتیو در دو روز کاری سفارش می دهد ؟ ( غیر واقعی و نشدی ) یا ده عکس دکوراتیو در پنج روز کاری ( واقعی و امکانپذیر )
  4. اعلام قیمت از طرف شما
  5. بستن قرار داد با شرح کامل موضوع قرار داد
  6. دریافت پیش پرداخت، در اکثر موارد اگر بدون دریافت پیش پرداخت شروع به کار کنید محکوم به شکست هستید، مگر شرایط خاص با مشتری های قدیمی
  7. ارائه ایده های شما به کارفرما به صورت تئوری روی کاغذ.
  8. گرفتن تایید کارفا در مورد ایده. این مرحله برگ برنده شما هست. اگر کارفرما ایده را تایید کرده و بعد از انجام شدن عکاسی نظر خود را عوض کند، شما مدرکی دارید که روی حرف خود ایستادگی کنید و تاکید کنید که مشکل از شما نیست.
  9. انجام پروسه عکاسی و ادیت ( می بینید که تازه ما دوربین دست گرفتیم )
  10. ارائه پیش نمایش به کارفرما و تایید اجرا. در این مرحله احتمال زیاد با اصلاحاتی شبیه که کم و زیاد کردن رنگ و نور رو به رو می شوید. اشکالی ندارد. کارفرما حق دارد در قبال پولی که می دهد راضی باشد.
  11. دریافت تسویه حساب
  12. ارسال فایل اصل عکسها به کارفرما و اتمام پروژه.

قیمت عکاسی تبلیغاتی / قیمت عکاسی صنعتی

و اما مشکل رایج و  همیشگی. فکر می کنم با خواندن مطالب بالا به این نتیجه رسیده باشید که ارزان کار کردن یا تخفیف دادن در کار عکاسی تبلیغاتی خیلی معنایی ندارد.  مشکلی که متاسفانه به دلایلی مثل نبودن کپی رایت، و نبودن روش کار مشخص که بحث شد و نداشتن علم کافی از سوی عکاس پیش آمده. اما قیمت درست از کجا می آید؟ برای قیمت گذاری روی عکاسی تبلیغاتی و عکاسی صنعتی آن قدر عوامل مختلف دخیل هستند که واقعا قیمت ثابتی وجود ندارد. هر موضوع و هر پروژه شرایط کاری مشخص خود را دارد. انجمن عکاسان صنعتی و تبلیغاتی ایران هر ساله لیستی از موضوعات مختلف و قیمتهای مختلف انتشار می دهد که بیشتر موضوعاتی که تا به حال کار شده اند را پوشش می دهد. اما مطمئن باشید با شرایطی رو به رو می شوید یا محصول جدیدی به بازار ارائه می شود که تا به حال کسی در مورد آن برآورد نکرده و شما باید با علم و تجربه خود قبل از شروع کار مو را از ماست  بیرون بکشید تا قیمت درستی نیز به کارفرما پیشنهاد بدهید.

عکاسی تبلیغاتی

حال روش برآورد قیمت چیست که از  مرزهای منطق خارج نشویم و احساسی تصمیم نگیریم و هم زمان به معامله برد برد برسیم ؟ خوشبختانه قیمت گذاری نیز روش و فرمول دارد اما بد بختانه نود درصد عکاسهای محترم فعال خیلی از آن استفاده نمی کنند. شما اگر وارد بازار شدید از آن ها استفاده کنید. پیشنهاد قیمت صحیح را می توان به سه مرحله تقصیم کرد و از آن پیروی کرد:

 اولین قدم: بررسی دفترچه ارائه شده از سوی انجمن، که آیا موضوع مورد نظر و شیوه مورد نظر در دفترچه آمده یا نه. مثلا عکاسی از کیف و کفش، به روش زمینه ساده یا دکوراتیو.

 دومین قدم: چه موضوع در دفترچه ثبت شده باشد چه خیر، باید اطلاعات گرفتن در مورد موضوع عکاسی را تمام و کمال انجام داد. در واقع ابتدای همان روش کار است. موضوع یا محصول چیست ؟ نوع عکاسی چیست ؟ عکاسی صنعتی یا عکاسی تبلیغاتی ؟ تعداد عکسها چقدر خواهد بود ؟ زمان بندی ؟ عکاسی داخل استودیو هست یا نیاز به سفر داریم ؟ آیا نیاز به دستیار اضافه یا مدل داریم ؟ آیا نیاز به تهیه آکسسوار خاص داریم ؟

سومین قدم: دامی که بیشتر عکاسها در آن افتاده و نمی توانند کسب درآمد کنند اینجاست. بعد از مشخص شدن همه این اطلاعات و اینکه آیا شما از پس کار بر می آیید یا نه، عکاس ها وسوسه می شوند قیمت را پایین بیاورند تا معامله انجام شود. اما اکثرا کار منتهی به ضرر می شود. فرمولی وجود دارد که با پیروی از آن به عنوان قدم سوم احتمال ضرر به شدت کاهش میابد. کارل تیلور یکی از عکاسان تبلیغاتی مشهور انگلیسی این فرمول را به این صورت تیتروار پیشنهاد می دهد:

هزینه کار فیزیکی ( Labor Fee  ) + درصدی از استهلاک دوربین و تجهیزات فنی شما + هزینه های جاری مثل قبض آب و برق / یا اگر در پروژه نیاز به سفر کردن دارید + مالیات + درصدی منطقی سود که به این هزینه ها اضافه می شود = قیمت نهایی که شما به کارفرما پیشنهاد می دهید.

فکر می کنم متوجه شدید که رقم به دست آمده اصلا رقم ارزانی نخواهد بود. اما قبل از اینکه تخفیف دهید به این مطلب فکر کنید که شما وظیفه دارید تمام این هزینه ها را از جیب پرداخت کنید. و منطق حکم می کند که شما کار کنید تا پول دربیاورید. چرا که در خانه نشستن خرج کمتری از کارکردن با ضرر به همراه دارد. پس در آینده اگر به عنوان یک عکاس تبلیغاتی قیمتی پیشنهاد می دهید و یا به عنوان کارفرما دنبال عکاس تبلیغاتی می گردید، این تصور غلط را از ذهن بیرون کنید که کل رقم پیشنهاد شده سود عکاس است. عکاسی تبلیغاتی کاره بسیار پرهزینه و زمان بری است. و کوتاهی کردن منتهی به ضرر می شود.

با یک تماس ساده میتوانیم شما را در زمینه عکاسی تبلیغاتی راهنمایی کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *